
افراد ثروتمند در دوران "یک درصد" تحت فشار بیشتری قرار می گیرند تا آنچه را که دارند توجیه کنند. اما تا چه اندازه خصومت نسبت به حسادت فوق العاده غنی به جای یک حس واقعی بی عدالتی است؟نویسنده این مقاله نگاهی می اندازد.
ثروتمند بودن نسبت به گذشته محبوبیت کمتری دارد. اصطلاح "یک درصد" به قطعه ای از چهره های ارزش خالص فوق العاده بالا گفته می شود که گفته می شود یک قطعه نامتناسب از همه ثروت است. این نشریه قبلاً در مورد "توجیه ثروت" اظهار نظر کرده است تا توضیح دهد که چگونه صنعت باید موقعیت خود را داشته باشد. پس از کشت مالی سال 2008 ، گسترش گسترده بانک مرکزی از عرضه پول برای جلوگیری از افسردگی جهانی نیز باعث افزایش قیمت دارایی ها شد و غنی سازی کسانی که قبلاً سهام و دارایی های دیگری مانند املاک و مستغلات را خریداری کرده بودند ، با پول وام گرفته شده. این تمایل به صدمه زدن به افراد متکی به پس انداز ثابت داشت و نابرابری ثروت را برجسته کرده است.
صنعت نمی تواند این روندهای گسترده تر و نه واکنش سیاسی متعاقب آن را نادیده بگیرد. هرچند مالیات های مصادره غیر منطقی یا مخرب - و آنها هستند - خطرات دستور کار توزیع مجدد زمان برای جذب افراد طول می کشد. برخی از خصومت با ثروت زیاد ممکن است ناشی از عدم تمایل به بی عدالتی درک شده باشد ، حتی اگر همه کسانی که بسیار ثروتمند هستند ، مستحق آجر هستند. اما دلایل دیگری وجود دارد که مردم از کسانی که ثروت زیادی دارند دوست ندارند و ممکن است از منابع بسیار محترمانه ناشی شود. این امر باعث می شود افراد از مقابله با آنچه می تواند تعصبات و عواطفی مانند حسادت به موفقیت شخص دیگر یا ثروت خوب باشد ، ناراحت شوند. در عصری که احساسات بیش از حد تفکر منطقی را تحت الشعاع قرار می دهد ، شاید زمان آن رسیده باشد که بیزاری حسادت از ثروت تحت توجه قرار گیرد. دکتر آکادمیک آلمان ، راینر زیتلمن ، که چندین مطالعه در مورد این موضوع نوشته است ، استدلال می کند که زمان آن رسیده است که مردم صادقانه در مورد حسادت صحبت کنند و نقش آن در رانندگی بیزار از ثروتمندان است.
سردبیران این نشریه خوشحال هستند که این نظرات را به اشتراک می گذارند و پاسخ ها را دعوت می کنند. این نشریه لزوماً تمام دیدگاه های نویسندگان مهمان را به اشتراک نمی گذارد. به ویراستاران در tom. burroughes@wealthbriefing. com و jackie. beion@clearviewpublishing. com ایمیل کنید
(جزئیات بیشتر در مورد نویسنده در زیر آمده است.)
شهوت ، گلوتونی ، حرص و آز ، لجن ، غضب ، حسادت و غرور هفت گناه کشنده هستند. و وارن بافت حسادت را به عنوان گنگ ترین و بیهوده ترین آنها توصیف کرد: "به عنوان یک سرمایه گذار ، شما چیزی از همه گناهان کشنده دریافت می کنید - به جز حسادت. حسادت به شخص دیگری بسیار احمقانه است. با آرزوی بد آنها ، یا آرزو می کنید که همانطور که انجام داده اید - آرزو کنید - تمام کاری که انجام می دهد این است که روز شما را خراب کند. به هیچ وجه به آنها آسیب نمی رساند ، و صفر صعود به آن وجود دارد. اگر می خواهید گناهی را انتخاب کنید ، با چیزی مانند شهوت یا گلوتونی بروید. به این ترتیب حداقل شما می توانید آخر هفته را بخاطر بسپارید. "با این حال ، تمایل به موفقیت مالی به عنوان شخص دیگری ، محصول حسادت نیست بلکه تحسین است. هیچ چیزی به عنوان حسادت خوش خیم وجود ندارد. واقعاً افراد حسادت نمی خواهند با تلاش و عزم ، این شکاف را به همسالان موفق تر خود ببندند. آنها می خواهند افراد موفق تری بدتر شوند ، به عنوان مثال با از بین بردن برخی از ثروت خود.
گناه نقاب دار از تجربه روزمره مشخص است که Envy یکی از گسترده ترین احساسات است. با وجود این ، اکثر مردم ادعا می کنند که حسادت چیزی است که توسط افراد دیگر تجربه شده است ، نه آنها. مردم بیش از هر احساسات دیگری ، انکار می کنند که به افراد موفق حسادت می کنند - و روانشناسان می توانند دلیل آن را توضیح دهند.
گونزالو فرناندز دو لا مورا در کتاب خود ، حسادت مساوی ، خاطرنشان کرد: حسادت یک احساسات گسترده است: "ممکن است کسی به غرور ، آوااریس ، شهوت ، عصبانیت ، گلوتونی و تنبلی بپذیرد و حتی ممکن است به آنها بیفتد. فقط یک گناه سرمایه وجود دارد که هیچ کس به آن اعتراف نمی کند: حسادت. این گناه تاریکی ، پنهان ، ابدی نقاب دار است. فرد سعی می کند آن را از دیگران با چند مبدل مخفی کند. نماد آن باید ماسک باشد. "
تقریباً هیچ کس در سالهای 2005 ، 2009 و 2013 به Envy اعتراف نمی کند ، محققان با 18000 بزرگسال استرالیایی مصاحبه کردند. با استفاده از مقیاس از 1 (اصلاً من را توصیف نمی کند) تا 7 (من را خیلی خوب توصیف می کند) ، از شرکت کنندگان این نظرسنجی سؤال شد که چقدر حسادت می کنند. تقریباً 54 درصد از پاسخ دهندگان کمترین امتیاز را برای حسادت به خود اختصاص دادند ، یعنی 1 یا یک 2یا یک 7 ، بدین ترتیب اعتراف می کند که حسادت می کند.
چنین نظرسنجی ها به هیچ وجه اثبات نمی کنند که تقریباً هیچ کس حسادت نمی کند. در حقیقت ، آنها ابراز پدیده ای هستند که محققان اجتماعی از آن به عنوان "تعصب مطلوبیت اجتماعی" یاد می کنند. وقتی صحبت از مباحث تابو می شود ، مردم حتی در نظرسنجی های ناشناس حاضر به ارائه پاسخ های صادقانه نیستند. در چنین مواردی ، نظرسنجی ها برای کشف نظرات و احساسات واقعی افراد باید از سؤالات غیرمستقیم استفاده کنند. یک زمینه در روانشناسی به نام "تحقیقات حسادت" علمی وجود دارد و محققان قبول دارند که حسادت به هیچ وجه یک پدیده نادر نیست. به طور گسترده ای پذیرفته شده است که حسادت در همه فرهنگ ها و در هر زمان وجود داشته است - و این حسادت به افراد موفق بسیار رایج است. بنابراین چرا مردم آماده پذیرش احساسات منفی دیگر (به عنوان مثال عصبانیت) هستند ، اما حسادت نمی کنند؟
یکی از دلایل این امر این است که وقتی شخصی به طور علنی اعتراف می کند که از حسادت انگیزه می یابد ، هرگونه اقدامی که برای از بین بردن علت حسادت خود انجام می دهد ، غیرقانونی اجتماعی تلقی می شود. هنگامی که حسادت به این ترتیب قابل تشخیص است ، یا آشکارا ابلاغ می شود ، شخص حسادت به طور خودکار قصد رضایت آن یا از بین بردن آن را رد می کند. افرادی که احساس حسادت اجتماعی می کنند هرگز از حسادت صحبت نمی کنند. در عوض آنها خود را "عدالت اجتماعی" توصیف می کنند. با این حال ، هنگامی که آنها به "عدالت اجتماعی" اشاره می کنند ، آنچه در واقع منظور آنها "برابری" است ، که معتقدند فقط با گرفتن ثروتمندان می توان به دست آورد.
حسادت و احساس فرومایگی ، انسان شناس جورج دباستر پرسید که چرا مردم قادر به پذیرش احساس گناه ، شرم ، غرور ، حرص و آز و حتی عصبانیت هستند ، بدون از دست دادن عزت نفس ، اما پذیرش تقریباً غیرممکن استاحساس حسادتفاستر توضیحات زیر را ارائه داد: هرکسی که به خود و دیگران اعتراف کند که حسادت می کنند نیز اعتراف می کند که احساس فرومایه می کنند. دقیقاً به همین دلیل است که تصدیق و پذیرش حسادت خود شخص بسیار دشوار است. وی گفت: "در شناخت حسادت در خود ، شخص با توجه به شخص دیگری ، فرومایه را تصدیق می کند. او خود را در برابر شخص دیگری اندازه گیری می کند و خود را مایل می کند. من فکر می کنم ، این پذیرش ضمنی از فرومایگی است نه پذیرش حسادت ، پذیرش برای ما بسیار دشوار است. "
فاستر در استناد به روانپزشک آمریکایی هری استاک سالیوان ، موضوعی را مطرح می کند که در کاوش در مورد حسادت به افراد ثروتمند از اهمیت اساسی برخوردار است. حسادت از زمانی شروع می شود که یک نفر تشخیص دهد که شخص دیگری چیزی را دارد که دوست دارد داشته باشد. این لزوماً به این سؤال منجر می شود ، چرا من آن را ندارم؟چرا آنها موفق شده اند به آنچه نمی توانم دست یابند؟این یک بینش کلیدی است: این به ما کمک می کند تا درک کنیم که چرا مردم در انکار احساس حسادت خود بسیار جدی هستند. این همچنین توضیح می دهد که چرا اکثر مردم نمی خواهند اعتراف کنند که حسادت می کنند: "حسادت خوشایند نیست زیرا هرگونه فرمولاسیون آن - هر فرآیند ضمنی مرتبط با آن - لزوماً با این نکته شروع می شود که شما به چیزی احتیاج دارید ، برخی از موارد مادی ، با ناراحتی، شخص دیگری دارد. این به راحتی منجر به این سؤال می شود که چرا آن را ندارید؟و این به خودی خود در بعضی موارد برای تحریک ناامنی کافی است ، زیرا ظاهراً دیگر شخص دیگر در جمع آوری آن دسته از امنیت های مادی از امنیت بهتر است ، و این باعث می شود شما حتی فرومایه تر شود. "
"افراد موفق فقط خوش شانس هستند" همانطور که در بالا نشان داده شد ، برخورد با حسادت به وضوح آسان نیست. برای "برطرف کردن" احساس حسادت ، شخص حسادت (یا فرومایه) باید مقصر عدم موفقیت خود را به شرایط فراتر از کنترل خود تغییر دهد. همانطور که فاستر بیان می کند: "فرومایگی که به دلیل عوامل غیرقابل کنترل یا شرایط خارج از فرد درک می شود ، در حالی که ناخوشایند است ، ممکن است حداقل قابل تحمل باشد. فرومایگی به دلیل عدم کفایت شخصی ، عدم صلاحیت یا قضاوت ضعیف درک می شود ، زیرا این امر به خود تصویر بسیار آسیب می رساند. "اگر فرد حسادت بتواند سرنوشت ، شانس یا شانس موفقیت شخصی را که به آن حسادت می کند مقصر باشد ، این امر بسیار کمتر از مسئولیت عزت نفس خود می گذارد. این یکی از دلایلی است که باعث می شود افرادی که به ثروتمندان حسادت می کنند ، با نسبت دادن موفقیت افراد ثروتمند به عواملی مانند شانس ، استفاده از روشهای اخلاقی ناگوار ، سرنوشت و مزایای ناعادلانه ، احساسات خود را منطقی می کنند.
هنگامی که از آنها سؤال می شود ، حتی افراد موفق تمایل دارند که دستاوردهای خود را به عنوان نتیجه "شانس" توضیح دهند. با این وجود ، چنین توضیحی نباید از نظر ارزش در نظر گرفته شود. همانطور که جامعه شناس هلموت شوک توضیح داد ، وقتی افراد برای موفقیت خود شانس را اعتبار می دهند ، از یک استراتژی طراحی شده برای دفاع در برابر حسادت استفاده می کنند: "یک ورزشکار ، یک دانش آموز یا یک تاجر که به تازگی از یک شیرین (و برای دیگران حسادت) لذت می برد)موفقیت ، شانه های خود را خرد می کند و می گوید: "بنابراین ، من فقط خوش شانس بودم" ... در انجام این کار ، و عمدتا ناخودآگاه ، او به دنبال خنثی کردن حسادت است که ممکن است علیه او هدایت شود "با اشاره به" تصادفی ، غیرقابل پیش بینی و غیرقابل کنترلقدرت ، که مسئولیت نتایج مطلوب یا نامطلوب " - یا ترکیبی تصادفی از عواملی است که عواقب مطلوب یا نامطلوب برای یک فرد دارند.
درباره نویسنده دکتر راینر زیتلمن مورخ ، جامعه شناس و نویسنده ، تاجر و سرمایه گذار املاک و مستغلات است. دکتر زیتلمن بیش از 20 کتاب نوشت و جدیدترین کتاب با عنوان "قدرت سرمایه داری" در سال 2019 منتشر شد. کتاب دیگری با عنوان "ثروت نخبگان" ، دیدگاه هایی را که افراد ثروتمند در مورد پول ، موفقیت ، شانس و موقعیت آنها در جامعه دارند ، مورد بررسی قرار داد. کتابها در اینجا و اینجا مورد بررسی قرار گرفتند.
آموزش مقدماتی فارکس...
برچسب :
نویسنده : علیرام نورایی
بازدید : <-PostHit->