فرضیه پیاده روی تصادفی

ساخت وبلاگ

Sewell ، Martin ، 2011. شخصیت پردازی سری زمانی مالی. یادداشت تحقیق RN/11/01 ، کالج دانشگاه لندن ، لندن.

 

روند تصادفی شرح کاربرد در بازارهای واقعی یادداشت
فرآیند انتشار معادله انتشار را برآورده می کند فقیر Regnault (1863) و Osboe (1959) دریافتند که انحراف قیمت متناسب با ریشه مربع زمان است ، اما عدم تحرک موجود توسط کندال (1953) ، حوثیکر (1961) و آزبورن (1962) اهمیت این روند را به خطر می اندازند.
روند گاوسی افزایش به طور عادی توزیع می شود فقیر بازارهای مالی لپتوکورتوز (میچل (1915 ، 1921) ، الیویه (1926) ، میلز (1927) ، آزبورن (1959) ، لارسون (1960) ، اسکندر (1961)) را نشان می دهد.
فرایند لوی افزایش مستقل ثابت فقیر کندال (1953) ، حوثیکر (1961) و آزبورن (1962) در بازارها به صورت همبستگی مثبت در واریانس بازده ها ، غیرقانونی بودن را در بازارها پیدا کردند.
روند مارکوف بی حیا فقیر کندال (1953) ، حوثیکر (1961) و آزبورن (1962) همبستگی مثبت در واریانس بازده پیدا کردند.
ماوراء بازده مورد انتظار صفر Submartingale: خوب برای بازار سهام Bachelier (1900) و ساموئلسون (1965) اهمیت مارتینگاله را در رابطه با یک بازار کارآمد تشخیص دادند. در حالی که کاکس و راس (1976) ، لوكاس (1978) و هریسون و كراپس (1979) خاطرنشان كردند كه در عمل سرمایه گذاران ریسك دارند ، بنابراین (احتمالاً به عنوان جبران ارزش زمان پول و ریسک سیستماتیک) آنها خواستار بازده مورد انتظار مثبت هستندبشردر یک بازار تنها مانند یک بازار سهام این بدان معنی است که قیمت سهام از زیر شیروانی پیروی می کند (یک مارتینگیل یک مورد خاص است که سرمایه گذاران بی طرف هستند).
پیاده روی تصادفی نسخه گسسته حرکت براونیان فقیر لروی (1973) و (به ویژه) لوكاس (1978) خاطرنشان كردند كه یك پیاده روی تصادفی نه لازم و نه برای بازار كارآمد است.
فرآیند وینر/حرکت براون در زمان مداوم ، افزایش مستقل گاوسی فقیر کارشناسی (1900) ریاضیات حرکت براون را توسعه داد و از آن برای مدل سازی بازارهای مالی استفاده کرد. توجه داشته باشید که حرکت براون یک فرایند انتشار ، یک روند گاوسی ، یک فرآیند لوی ، یک فرایند مارکوف و یک مارتینگال است. از یک طرف این امر آن را به یک وضعیت بسیار قوی (و بنابراین کمترین واقع بینانه) تبدیل می کند ، از طرف دیگر آن را به یک فرآیند تصادفی "عمومی" بسیار مهم تبدیل می کند و بنابراین به طور گسترده برای مدل سازی بازارهای مالی مورد استفاده قرار می گیرد (برای مثال ، به سیاه و نگاه کنیداسکولز (1973)).

توجه داشته باشید که در بالا ما به لگاریتم قیمت دارایی علاقه مند هستیم (آزبورن (1959)).

"اما با بهره مندی از دیدگاه و بینش های نظری لروی (1973) و لوکاس (1973) [باید لوکاس (1978) باشد] ، اکنون مشخص است که بازارهای کارآمد و فرضیه پیاده روی تصادفی دو ایده مجزا هستند ، نه یک موردو نه برای دیگری کافی است. دلیل این تمایز از یکی از ایده های اصلی اقتصاد مالی مدرن که در بالا ذکر شد ناشی می شود: ضرورت برخی از تجارت بین ریسک و بازده مورد انتظار. اگر تغییر قیمت مورد انتظار امنیتی مثبت باشد ، ممکن است باشدفقط پاداش لازم برای جذب سرمایه گذاران برای نگه داشتن دارایی و تحمل خطرات مربوطه. در واقع ، اگر یک سرمایه گذار به اندازه کافی ریسک کند ، ممکن است با خوشحالی بپردازد تا از داشتن امنیتی که بازده غیرقابل توصیف دارد ، جلوگیری کند. در چنین دنیایی ، قیمت ها این کار را انجام می دهندنیازی به کاملاً تصادفی نیست ، حتی اگر بازارها به طور کارآمد و منطقی کار کنند. "Andrew W. Lo (2000) در: Cootner ، Paul H. (ویرایش شده توسط) ، شخصیت تصادفی قیمت بازار سهام ، صفحه IX ، 1964.

EMH و RWH دو ایده مجزا هستند ، نه یک مورد لازم و نه برای دیگری ، به دلیل ضرورت برخی از تجارت بین ریسک و بازگشت مورد انتظار ، به لروی (1973) و لوکاس (1978) مراجعه کنید.

"با تشکر از خواندن کتاب من ، و برای سوال شما. پاسخ ساده است: اگر تغییرات اساسی در شرایط اقتصادی باعث بازده مورد انتظار در طول زمان متفاوت باشد (به عنوان مثال ، به دلیل نوسانات چرخه تجارت) ، پس بازده سهام باید حاوی یک مؤلفه قابل پیش بینی باشد تا منعکس شودخطرات متغیر متغیر مرتبط با آن تغییرات اساسی. در چنین محیطی ، EMH مستلزم آن است که بازده سهام قابل پیش بینی باشد ، یعنی پیاده روی غیر تصادفی ، بنابراین اگر آنها تصادفی باشند ، این ناکارآمد خواهد بود زیرا به درستی منعکس کننده تغییرات نیستدر اصول اساسی. "Andrew Lo E-mail [Cootner] اما با فواید عقب نشینی و بینش های نظری لروی (1973) و لوکاس (1978) ، اکنون مشخص است که بازارهای کارآمد و فرضیه پیاده روی تصادفی دو ایده مجزا هستند ، نه یک مورد و نهبرای دیگری کافی است. دلیل این تمایز از یکی از ایده های اصلی اقتصاد مالی مدرن که در بالا ذکر شد ناشی می شود: ضرورت برخی از تجارت بین ریسک و بازده مورد انتظار. اگر تغییر قیمت مورد انتظار امنیتی مثبت باشد ، ممکن است فقط پاداش لازم برای جذب سرمایه گذاران برای نگه داشتن دارایی و تحمل خطرات مربوطه باشد. در واقع ، اگر یک سرمایه گذار به اندازه کافی ریسک کند ، ممکن است با خوشحالی بپردازد تا از داشتن امنیتی که بازده غیرقابل توصیف دارد ، جلوگیری کند. در چنین دنیایی ، حتی اگر بازارها به طور کارآمد و منطقی کار کنند ، نیازی به قیمت کامل نیست.

در شرایط بسیار ویژه ، به عنوان مثالبی طرفی خطر ، این دو معادل هستند. با این حال ، لروی (1973) ، لوکاس (1978) و بسیاری دیگر از بسیاری جهات و در بسیاری از زمینه ها نشان داده اند که فرضیه پیاده روی تصادفی نه شرط لازم و نه یک شرط کافی برای قیمت های امنیتی معقول است.

Martingale دارای افزایشی است که غیرقابل پیش بینی است ، یعنی مقدار مورد انتظار افزایش غیرقابل پیش بینی است. یک پیاده روی تصادفی دارای افزایش مستقل و emdash ؛ هیچ یک از لحظات قابل پیش بینی نیست. مدل های محبوب کلاس "Arch" در امور مالی ، پیاده روی های تصادفی را نقض می کنند زیرا واریانس آنها قابل پیش بینی است.

  • Cox ، J. and S. Ross ، 1976 ، "ارزیابی گزینه ها برای فرآیندهای تصادفی جایگزین" ، مجله اقتصاد مالی ، 3 ، 145-166.
  • هریسون ، م. ، و D. Kreps ، 1979 ، "Martingales and Arbitrage در بازارهای اوراق بهادار چندگانه ،" مجله تئوری اقتصادی ، 20 ، 381-408.
  • Leroy ، S. ، 1973 ، "Disprish Discion and Martingale از بازده سهام" ، بررسی اقتصادی بین المللی 14 ، صص 436-46.
  • لوکاس ، ر. ، 1978 ، "قیمت دارایی در اقتصاد مبادله" ، اقتصاد سنجی 46 ، صص 1429-46.
آموزش مقدماتی فارکس...
ما را در سایت آموزش مقدماتی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : علیرام نورایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 15:09