

فصل 7 - مدولاسیون مبانی
مبانی مدولاسیون
در زیر شرح برخی از اصول اولیه مدولاسیون (یعنی تغییر کلیدی) برای خوانندگانی که قبل از خواندن متن اصلی این فصل این موضوع را مفید می دانند. در طول این توضیحات ، من همچنین برخی از استدلال ها را برای مشاهده مدولاسیون از نظر پیشرفت وتر به جای رویکردهای متعارف تر که مربوط به توضیحات است ، برجسته خواهم کردآکوردهای محوری، یا درجه ارتباط بین کلیدها.
مدولاسیون فرایندی است که قطعات موسیقی از آن عبور می کنند تا مرکز تونال را از یک نکته مهم به دیگری تغییر دهند. به عنوان مثال ، یک قطعه موسیقی ممکن است از C Major به G Major تعدیل شود تا G (البته به طور موقت) از C را به عنوان کلید اصلی به دست بگیرد.
مدولاسیون برای تکنیک ترکیبی در موسیقی کلاسیک بسیار مهم است اما در موسیقی محبوب مدرن تا حدی کمتر است. چیزهای زیادی در کتابهای متنی ، کتابهای هارمونی و متون نظری در مورد مدولاسیون نوشته شده است ، احتمالاً به این دلیل که روند تغییر کلیدی به خوبی درک شده است زیرا این یک فرایند آگاهانه آموخته شده برای آهنگسازان است. این در تضاد با سازماندهی پیشرفت های وتر در ساختارهای نحوی است که تا حد زیادی ناخودآگاه است. برای بحث بیشتر در مورد این موضوع به بخش زبان شناسی مراجعه کنید.
هدف از مدولاسیون کمک به ارائه ساختار موسیقی ، جهت و تنوع است. فاصله تغییر کلیدی بین دوره های تاریخ موسیقی و از آهنگساز تا آهنگساز متفاوت است. طول اقامت در هر کلید جدید همچنین می تواند از یک توقف کوتاه (که گاهی اوقات به عنوان مدولاسیون گذرا یا تونیک سازی گفته می شود) به یک بخش کامل در یک کلید جدید (که گاهی اوقات به عنوان انتقال نامیده می شود ، متفاوت باشد ، اما این نیز می تواند به معنای انتقال آن باشدیک قطعه کامل به یک کلید جدید). بعضی اوقات قطعات می توانند قبل از حل و فصل در یک مرکز کلید جدید یا بازگشت به کلید خانه ، از چندین کلید عبور کنند.
مدولاسیون در یک قطعه اغلب با ساختار رسمی یک قطعه همراه است. یک قطعه در یک کلید اصلی اغلب به کلید غالب آن تعدیل می شود و اغلب در انتهای بخش اول قطعه در غالب وجود دارد. به عنوان مثال ، قطعه ای که از C Major شروع می شود ، اغلب بخش اول خود را با یک Cadence در G Major به پایان می رساند. بخش دوم یک قطعه سپس موسیقی را به طور مستقیم یا از طریق سایر کلیدهای مرتبط به کلید تونیک باز می گرداند.
قطعات موجود در کلید جزئی اغلب در انتهای بخش اول به یک کلید اصلی در قسمت اصلی منتقل می شوند. به عنوان مثال ، یک قطعه در یک خردسال ممکن است اولین بخش خود را با یک Cadence در C Major پایان دهد. بخش دوم سپس قطعه را به کلید اصلی تونیک باز می گرداند.
مدولاسیون و وتر محوری
اساسی ترین تدریس در مورد فرایند مدولاسیون بر نقشوتربشروتر انتخاب شده است که برای دو کلید درگیر مشترک است. وتر مبهم است و در کلید اول یک عملکرد را به خود اختصاص می دهد و به عنوان وتر در درجه دیگری از مقیاس در کلید جدید مجدداً تفسیر می شود. برای اینکه وتر واقعاً مبهم باشد ، پس از آن نه تونیک و نه غالب هر یک از کلید. این فرآیند جریان را از کلید اول به کلید دوم صاف می کند. طرح کلی این به شرح زیر است:
در این طرح هارمونیک ، وتر جزئی برای کلیدها رایج است: C Major و G Major و در نتیجه می توان برای صاف کردن شکل انتقال یک کلید برای دیگری استفاده کرد. وتر جزئی به عنوان وتر VI در C Major منتقل می شود و به عنوان وتر II در G Major ترک می شود. این ایده فرض می کند که ذهن در رابطه با کلیدهای قبل و پیروی از وتر ، آکورد ها را متفاوت درک می کند. این فقط یک فرض است.
یک تفسیر جایگزین این است که بگوییم ذهن این مثال را به عنوان پیشرفت وتر تشکیل می دهد که از یک پیشرفت در حال سقوط سوم (β) و دو پیشرفت در حال افزایش چهارم (α) است. بعداً به این موضوع باز خواهیم گشت. نمونه ای از این پیشرفت در مثال 7. 1 آورده شده است. در بخش اصلی این فصل.
مدولاسیون از تونیک به کلید غالب یکی از رایج ترین مدولاسیون در موسیقی تنال است. این قطعه به طور معمول از طریق کلیدهای مرتبط با آن به طور مستقیم یا غیرمستقیم به کلید تونیک باز می گردد. با توجه به تئوری آکوردهای محوری ، این بازده می تواند با استفاده از همان وتر مشترک به شرح زیر انجام شود:
G - یک جزئی - G7 - C
با این حال ، این پیشرفت وتر ضعیف را ایجاد می کند زیرا الگوی هارمونی استاتیک: G [جزئی] G7 احساس حرکت (بازگشت) را به کلید اصلی C ایجاد نمی کند. به طور معمول ، آهنگسازان با تبدیل مستقیم G به وتر G7 به شرح زیر از وتر مستقیم تر استفاده می کنند:
این یکی از روشهای جایگزین مدولاسیون را معرفی می کند: حرکت مستقیم به وتر غالب جدید. این روش غالباً توسط آهنگسازان استفاده می شود و از وتر محوری هموار سازی استفاده نمی شود. در حالی که مطمئناً درک استفاده از آکوردهای محوری در مدولاسیون مفید است ، این مثال یکی از مشکلات دیدگاه مدولاسیون را که مبتنی بر آکوردهای محوری است ، برجسته می کند. یعنی فرض بر این است که آهنگسازان می خواهند از ترکیب آکورد از کلیدهای مختلف جلوگیری کنند تا از نوعی اثر غیر صاف جلوگیری کنند. با این حال ، عمل واقعی نشان می دهد که آهنگسازان اغلب از روشهای مستقیم تر برای ایجاد تغییرات کلیدی استفاده می کنند. در حقیقت ، از ترکیبات کروماتیک غالباً استفاده می شود ، حتی اگر هیچ مدولاسیون در آن دخیل نباشد ، بنابراین اگر آنها در جایی که مدولاسیون در آن دخیل باشد ، جلوگیری می شود. به جای تلاش برای صاف کردن تغییر از یک کلید به کلید دیگر ، آهنگسازان غالباً از ترکیبات کروماتیک به عنوان ویژگی ای برای لذت بردن به جای اجتناب استفاده می کنند. دیدگاه بهتر از فرایند مدولاسیون ، در نظر گرفتن پیشرفت های وتر است. انواع پیشرفت های وتر که آهنگسازان از آنها استفاده می کنند در بخش اصلی این فصل مورد بحث قرار گرفته است.
مدولاسیون - روابط کلیدی
روش دیگر برای توصیف مدولاسیون بین کلیدها ، توصیف فاصله نسبی از یک کلید به کلید دیگر از طریق چرخه 5 است. چرخه پنجم دنباله ای از یادداشت ها است ، یک پنجم کامل از یکدیگر ، به شرح زیر است:
در خلق و خوی مساوی ، G-Flat همان نت# است بنابراین دنباله یک چرخه کامل را تشکیل می دهد. قدم به سمت راست در این دنباله شامل افزودن تیز (یا حذف یک مسطح) از امضای کلیدی است. یک قدم به سمت چپ شامل اضافه کردن یک مسطح (یا حذف یک تیز) از امضای کلیدی است.
تا قرن 18 ، مدولاسیون به طور کلی به کلیدهای مرتبط بود. یعنی کلیدهای مجاور در چرخه 5 و خردسالان نسبی آنها. این تا حدودی نتیجه طعم زمان است بلکه به دلیل محدودیت های تنظیم سازها است.
با این روش ، رابطه بین کلید خانه و نزدیکترین بستگان آن را می توان به شرح زیر نشان داد:
غالب پنجم بالاتر از تونیک است و کلید آن دارای یک تیزتر (یا یک مسطح کمتر) است ، زیر شکم یک پنجم پایین تر از تونیک است و کلید آن دارای یک مسطح دیگر (یا یک تیز تر) است. کلیدهای جزئی ، خردسالان نسبی این کلیدها هستند.(یعنی کلیدهای جزئی با تونیک یک سوم پایین و دارای امضاهای کلیدی مشابه).
در C Major این خواهد بود:
برای نمونه ای از نحوه استفاده از این جدول در عمل ، لطفاً به بخش هماهنگی مثال این وب سایت مراجعه کنید.
اینها به دلایل مختلف از نزدیکترین کلیدها هستند:
آکوردهای نشان داده شده به صورت پررنگ آکورد هایی هستند که یا آکورد تونیک یا غالب از کلید شروع یا کلید منتقل شده به آن هستند. بنابراین آکوردهای غیر بولد بهترین استفاده به عنوان وتر محوری هستند. توجه داشته باشید که مدولاسیون از C Major تا D جزئی دارای وتر مشترکی نیست که تونیک یا غالب هر یک از کلید نیست. بهترین مدولاسیون در اینجا هدایت مستقیم به وتر غالب کلید جدید است. این خواهد بود:
C - A7 - D جزئی.
این نمونه ای است که در آن ایده وتر محوری تجزیه می شود. برای اطلاعات بیشتر در مورد روش "مستقیم به غالب" مدولاسیون ، به بخش اصلی این فصل مراجعه کنید.
در زیر نمودار مربوط به آکوردهای مشترک است که می تواند هنگام مدولاسیون از یک کلید جزئی (یک جزئی که در مثال استفاده می شود) استفاده شود. باز هم ، من کلیدهای جزئی را به شکل هارمونیک آنها گرفته ام. این نمودار نشان می دهد که در دسترس بودن آکوردهای مشترک محدودتر از آن است که برای مدولاسیون از کلید اصلی باشد.
فقط مدولاسیون به C Major و F Major آکوردهای مشترکی دارند که تونیک یا غالب هر یک از کلید های درگیر در مدولاسیون نیستند. این امر مجدداً نیاز به درک فرایند مدولاسیون را بر اساس پیشرفت وتر نشان می دهد و نه استفاده از محوری یا آکورد مشترک.
روابط کلیدی که تاکنون شرح داده شده است ، متداول ترین مورد استفاده برای مدولاسیون تا اواسط قرن 18 بود. اتخاذ کلی روش خلق و خوی مساوی تنظیم و تحولات در سازهای موسیقی ، به تدریج از قرن 18 به بعد به این معنی بود که همه کلیدها به طور مساوی در هماهنگی بودند و مدولاسیون به کلیدهای دورتر امکان پذیر شد.
برخی از نویسندگان مانند شونبرگ در کارکردهای ساختاری هارمونی (به کتابشناسی مراجعه کنید) رابطه بین یک کلید اصلی و جزئی تونیک آن را برجسته کرده اند. به عنوان مثال: بین یک عمده و خردسال. این همچنین سایر مدولاسیون های ممکن را به طور غیرمستقیم از طریق این رابطه باز می کند. با این حال ، توضیحی از این روابط فراتر از محدوده این بخش است و برای درک چگونگی استفاده از پیشرفت وتر در ایجاد این تغییرات کلیدی ضروری نیست. لطفاً برای مطالعه بیشتر در این مورد به کتابشناسی مراجعه کنید.
مطالعه مدولاسیون مبتنی بر آکوردهای رایج (آکوردهای محوری) یک نقطه شروع مفید در درک فرایند مدولاسیون است ، اما در عمل ، آهنگسازان از تکنیک های متنوعی برای مدولاسیون استفاده می کنند و با مطالعه می توان درک بهتری از این موضوع انجام داد. پیشرفت وتر استفاده شده است. بدنه اصلی این فصل بر این اساس ادامه خواهد یافت.< Pan> برخی از نویسندگان مانند شونبرگ در کارکردهای ساختاری هارمونی (به کتابشناسی مراجعه کنید) رابطه بین یک کلید اصلی و جزئی تونیک آن را برجسته کرده اند. به عنوان مثال: بین یک عمده و خردسال. این همچنین سایر مدولاسیون های ممکن را به طور غیرمستقیم از طریق این رابطه باز می کند. با این حال ، توضیحی از این روابط فراتر از محدوده این بخش است و برای درک چگونگی استفاده از پیشرفت وتر در ایجاد این تغییرات کلیدی ضروری نیست. لطفاً برای مطالعه بیشتر در این مورد به کتابشناسی مراجعه کنید.
آموزش مقدماتی فارکس...
برچسب :
نویسنده : علیرام نورایی
بازدید : <-PostHit->