
این که یک عامل توانایی داشته باشد چیست؟این سوالی بود که ارسطو را اشغال کرد و همچنان برای کارهای معاصر مهم است. من با پرداختن به یک سؤال متمایز شروع می کنم: تحت چه شرایطی یک نماینده قادر به یک نماینده صادق است؟من استدلال می کنم که ما باید به این سؤال پاسخ دهیم-یعنی برای گزینه های ‘قادر به‘ قادر-با توجه به گزینه ها. سپس من استدلال می کنم که این همه چیز در یک تئوری توانایی وجود دارد: یک عامل فقط در صورت صادق بودن در مورد آن عامل ، توانایی دارد و معناشناسی برای "حرکات قادر" از نظر شرایط ارائه می شودگزینه هامن پیشنهاد می کنم که توانایی ها چیزی بیش از حد زبانی از نظم و ترتیب در گزینه های نمایندگان نیست.
این پیش نمایش محتوای اشتراک ، دسترسی از طریق موسسه شما است.
کتاب الکترونیکی 16. 99 یورو شامل مالیات بر ارزش افزوده (فدراسیون روسیه)
کتاب گالینگور 99. 99 یورو از مالیات بر ارزش افزوده (فدراسیون روسیه) مستثنی است
دیدگاهی که برخی از شباهت ها با نمای پیشرفته در اینجا وجود دارد ، معنایی برای "CAN" است که در Vetter (2013) دفاع می شود.
یک اعتراض مهم در مورد استدلال این بخش وجود دارد که سزاوار توجه دقیق است. اعتراض این است. ما باید بین جملات فرم تفاوت قائل شویم و جملات فرم این توانایی را داشته باشد. "من بین این دو جمله به عقب و جلو حرکت کرده ام. اما هنگامی که ما به وضوح روی جملات فرم تمرکز می کنیم ، توانایی A را دارد ، "دیدگاه توصیف ممکن است نجات یابد. یعنی ممکن است دیدگاه توصیف صحیح از این جملات باشد ، حتی اگر به عنوان دیدگاه از محرک های توانمند باشد. در واقع ، من به طور ضمنی این دیدگاه را در فلزی می پذیرم ، در بیان اینکه نمایندگان مورد نظر توانایی های خود را حتی در شرایطی که قادر به عمل به روش های خاصی نیستند ، حفظ می کنند. من به این دیدگاه در بخش پاسخ می دهم. 3. 9من در آنجا معناشناسی فعلی را به عنوان "توانایی های توانایی" گسترش می دهم و بر خلاف این اعتراض ، برای یک گزارش یکپارچه از محرک های توانمند و "توانایی های توانایی" استدلال می کنم. این چیزی است که حساب حاضر ، برخلاف نمای توصیف ، در موقعیتی است که می تواند ارائه شود.
این دو شرط در جهان ممکن توصیف آنچه Kratzer (1981) به ترتیب از پایه معین و منبع سفارش استفاده می کند.
مشخص نیست که (8a) قرائتی داشته باشد که به وضوح درست باشد. از این واقعیت که ساشا فقط به چشم گاو نر ضربه می زند، ممکن است استدلال شود، چیزی از آنچه او اکنون می تواند انجام دهد نتیجه نمی گیرد. این تعامل بین زمان و «توان» چیزی است که ما می خواهیم معناشناسی مدنظر خود را توضیح دهد، و من چنین توضیحی را در ادامه ارائه خواهم کرد.
از نظر ساختاری، این گزارش به موازات باات (1999) است که الهام بخشی حیاتی برای گزارش حاضر است. Bhatt هر دو نمای Ascription و Modal View را رد می کند. او دیدگاهی را پیشنهاد می کند که بر اساس آن جملات «توانایی» به عنوان قرائت اولیه، یک فعل ضمنی که معنای آن مانند «مدیریت کردن» است، و یک قرائت ثانویه بر حسب یک عملگر کلی بر آن فعل ضمنی است. با این حال، دیدگاه بات نمی تواند گستردگی جملات «توانایی» را بپذیرد، به ویژه آنهایی که مربوط به اعمالی هستند که یک نماینده هرگز (و هرگز) انجام نمی دهد. برای تطبیق چنین جملاتی، باید از چارچوبی از گزینه ها استفاده کنیم.
این سنت فلسفی ـ معنایی ممکن است در نوشته هایی مانند آستین (1956) و تیلور (1960) به نشانه ی پرآب خود برسد، اما در آثار معاصر مانند موارد فوق ادامه دارد (وتر، 2013).
از آنجایی که جملات «توانایی» که فاعل آنها غیرعامل است گاهی اوقات درست است، معناشناسی کنونی توضیحی را می طلبد که برای چیزی به عنوان عامل «در نظر گرفته شود» و صحبت از یک شیء به گونه ای که گویی چیست. گزینه هایی داردبه عنوان اولین گذر در چنین گزارشی، من پیشنهاد می کنم که اظهار یک جمله «توانایی» در مورد یک شیء غیرعامل، به معنای اتخاذ چیزی است که دنت (1987) «موضع عمدی» را نسبت به آن شیء می نامد. اهمیت متافیزیکی انتساب ظاهری توانایی ها به اشیاء صرف، مجدداً، در طول بیشتر، در فصل بررسی خواهد شد. 4.
پورنر (2009) را برای بحث کامل در مورد جملاتی مانند (15) و چالشی که به نظر می رسد برای تئوری های معنایی استاندارد «می توان» ایجاد می کنند، ببینید.
برچسب :
نویسنده : علیرام نورایی
بازدید : <-PostHit->