سهام، کالاها و بازارها
سهام، کالاها و بازارها بازارهای سرمایه در ایالات متحده خون حیات سرمایه داری را فراهم می کند. شرکت ها برای جمع آوری بودجه مورد نیاز برای تأمین مالی کارخانه ها ، ساختمان های اداری ، هواپیماها ، قطارها ، کشتی ها ، خطوط تلفن و سایر دارایی ها به آنها مراجعه می کنند. برای انجام تحقیق و توسعه ؛و برای حمایت از تعدادی از فعالیتهای اساسی شرکتها. بخش اعظم این پول از موسسات اصلی مانند صندوق های بازنشستگی ، شرکت های بیمه ، بانک ها ، بنیادها و دانشکده ها و دانشگاه ها تهیه می شود. به طور فزاینده ای از افراد نیز ناشی می شود. همانطور که در فصل 3 ذکر شد ، بیش از 40 درصد از خانواده های ایالات متحده در اواسط دهه 1990 سهام مشترک داشتند. تعداد بسیار کمی از سرمایه گذاران مایل به خرید سهام در یک شرکت هستند ، مگر اینکه بدانند در صورت نیاز به وجوه برای برخی دیگر ، می توانند بعداً آنها را بفروشند. بازار سهام و سایر بازارهای سرمایه به سرمایه گذاران این امکان را می دهد تا سهام را به طور مداوم خریداری و بفروشند. بازارها نیز چندین نقش دیگر در اقتصاد آمریکا بازی می کنند. آنها منبع درآمد برای سرمایه گذاران هستند. هنگامی که سهام یا سایر دارایی های مالی در ارزش افزایش می یابد ، سرمایه گذاران ثروتمندتر می شوند. غالباً آنها مقداری از این ثروت اضافی را صرف می کنند ، فروش را تقویت می کنند و رشد اقتصادی را ارتقا می بخشند. علاوه بر این ، از آنجا که سرمایه گذاران روزانه براساس انتظارات خود مبنی بر اینکه شرکت های سودآور در آینده چگونه خواهند بود ، سهام را خریداری و می فروشند ، قیمت سهام بازخورد فوری را برای مدیران شرکت در مورد چگونگی قضاوت سرمایه گذاران عملکرد خود ارائه می دهد. ارزش سهام منعکس کننده واکنش سرمایه گذار نسبت به سیاست دولت نیز است. اگر دولت سیاست هایی را اتخاذ کند که سرمایه گذاران معتقدند به اقتصاد و سود شرکت آسیب می رساند ، بازار کاهش می یابد. اگر سرمایه گذاران معتقدند که سیاست ها به اقتصاد کمک می کنند ، بازار افزایش می یابد. منتقدین گاهی اوقات پیشنهاد کرده اند که سرمایه گذاران آمریکایی بیش از حد روی سود کوتاه مدت تمرکز کنند. غالباً ، این تحلیلگران می گویند ، شرکت ها یا سیاست گذاران از انجام اقداماتی که در دراز مدت سودمند خواهد بود ، دلسرد می شوند زیرا ممکن است نیاز به تعدیل کوتاه مدت داشته باشند که باعث کاهش قیمت سهام شود. از آنجا که بازار مبلغ میلیون ها تصمیم توسط میلیون ها سرمایه گذار را منعکس می کند ، هیچ راه خوبی برای آزمایش این نظریه وجود ندارد. در هر صورت ، آمریکایی ها خود را به کارآیی بازار سهام خود و سایر بازارهای سرمایه افتخار می کنند ، که باعث می شود تعداد زیادی از فروشندگان و خریداران بتوانند هر روز در میلیون ها معاملات شرکت کنند. این بازارها موفقیت خود را تا حدودی به رایانه ها مدیون هستند ، اما به سنت و اعتماد نیز بستگی دارند - اعتماد یک کارگزار برای دیگری ،
و اعتماد هر دو به حسن نیت مشتریانی که نماینده آنها برای تحویل اوراق بهادار پس از فروش یا پرداخت هزینه خرید هستند. گاه از این اعتماد سوء استفاده می شود. اما در طول نیم قرن گذشته، دولت فدرال نقش مهمی را در تضمین معامله صادقانه و عادلانه ایفا کرده است. در نتیجه، بازارها به عنوان منابع مستمر صندوق های سرمایه گذاری که اقتصاد را در حال رشد نگه می دارند و به عنوان ابزاری برای سهیم کردن بسیاری از آمریکایی ها در ثروت کشور رشد کرده اند. برای کار مؤثر، بازارها به جریان آزاد اطلاعات نیاز دارند. بدون آن، سرمایه گذاران نمی توانند در جریان تحولات قرار بگیرند یا ارزش واقعی سهام را تا جایی که می توانند ارزیابی کنند. منابع اطلاعاتی متعددی سرمایه گذاران را قادر می سازد تا اقبال بازار را روزانه، ساعتی یا حتی دقیقه به دقیقه دنبال کنند. طبق قانون، شرکت ها موظفند گزارش های سود سه ماهه، گزارش های سالانه دقیق تر و صورت های نیابتی را منتشر کنند تا به سهامداران اطلاع دهند که چگونه کار می کنند. علاوه بر این، سرمایه گذاران می توانند صفحات بازار روزنامه های روزانه را مطالعه کنند تا از قیمتی که سهام خاص در جلسه معاملاتی قبلی معامله شده اند، مطلع شوند. آنها می توانند شاخص های مختلفی را که سرعت کلی فعالیت بازار را اندازه گیری می کنند، بررسی کنند. شاخص ترین آنها میانگین صنعتی داوجونز (DJIA) است که 30 سهم برجسته را دنبال می کند. سرمایه گذاران همچنین می توانند به مجلات و خبرنامه های اختصاص داده شده به تجزیه و تحلیل سهام و بازارهای خاص مراجعه کنند. برخی از برنامه های تلویزیون کابلی جریان ثابتی از اخبار در مورد تغییرات قیمت سهام را ارائه می دهند. و اکنون، سرمایه گذاران می توانند از اینترنت برای دریافت اطلاعات دقیق در مورد سهام و حتی ترتیب دادن معاملات سهام استفاده کنند.
بورس اوراق بهادار هزاران سهام وجود دارد ، اما سهام بزرگترین ، مشهورترین و فعال ترین شرکتهای معامله شده به طور کلی در بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) ذکر شده است. این مبادله منشأ آن به سال 1792 باز می گردد ، هنگامی که گروهی از کارگزاران سهام در زیر درخت دکمه چوب در وال استریت در شهر نیویورک جمع شدند تا برخی از قوانین را برای اداره و فروش سهام تهیه کنند. در اواخر دهه 1990 ، NYSE حدود 3600 سهام مختلف را ذکر کرد. این مبادله دارای 1،366 عضو یا "صندلی" است که توسط خانه های کارگزاری با قیمت های سنگین خریداری می شود و برای خرید و فروش سهام برای عموم استفاده می شود. اطلاعات به صورت الکترونیکی بین دفاتر کارگزاری و مبادله ، که به 200 مایل (320 کیلومتر) کابل فیبر نوری و 8000 اتصال تلفنی برای رسیدگی به نقل قول ها و سفارشات نیاز دارد. سهام چگونه معامله می شود؟فرض کنید یک مدرس مدرسه در کالیفرنیا می خواهد یک سفر دریایی اقیانوس را انجام دهد. برای تأمین مالی این سفر ، وی تصمیم می گیرد 100 سهام سهام موجود در شرکت جنرال موتورز را بفروشد. بنابراین او با کارگزار خود تماس می گیرد و او را راهنمایی می کند تا سهام را با بهترین قیمتی که می تواند به فروش برساند. در همین زمان ، یک مهندس در فلوریدا تصمیم می گیرد از برخی از پس انداز خود برای خرید 100 سهام GM استفاده کند ، بنابراین او کارگزار خود را صدا می کند و برای 100 سهم با قیمت بازار سفارش "خرید" می کند. هر دو کارگزار سفارشات خود را به NYSE وصل می کنند ، جایی که نمایندگان آنها در مورد معامله مذاکره می کنند. همه اینها می تواند در کمتر از یک دقیقه اتفاق بیفتد. در پایان ، مدرس مدرسه پول خود را دریافت می کند و مهندس سهام خود را دریافت می کند و هر دو به کارگزاران خود کمیسیون پرداخت می کنند. این معامله ، مانند سایر افراد که در مبادله انجام می شود ، در ملاء عام انجام می شود و نتایج به صورت الکترونیکی به هر دفتر کارگزاری در کشور ارسال می شود."متخصصان" بورس اوراق بهادار نقش مهمی در این روند دارند و با تطبیق ماهواره خرید و فروش سفارشات ، به حفظ بازار منظم کمک می کنند. در صورت لزوم ، متخصصان در صورت وجود کمبود خریداران یا فروشندگان خود سهام را خریداری یا می فروشند. بورس اوراق بهادار کوچکتر آمریکا ، که دارای سهام متعدد مربوط به صنعت انرژی است ، به همان روش فعالیت می کند و در همان منطقه وال استریت با بورس نیویورک واقع شده است. سایر شهرهای بزرگ ایالات متحده میزبان بورس اوراق بهادار کوچکتر و منطقه ای هستند. بیشترین تعداد سهام و اوراق قرضه مختلف معامله شده در انجمن ملی فروشندگان اوراق بهادار سیستم نقل قول خودکار یا NASDAQ معامله می شود. این به اصطلاح مبادله بدون نسخه ، که تجارت در حدود 5،240 سهام را انجام می دهد ، در هیچ مکان واقع نشده است. نسبتا،
این یک شبکه ارتباطات الکترونیکی از فروشندگان سهام و اوراق بهادار است. انجمن ملی فروشندگان اوراق بهادار ، که نظارت بر بازار بدون نسخه را بر عهده دارد ، این قدرت را دارد که شرکت ها یا نمایندگی هایی را که تعیین می کند نامطلوب یا ورشکسته باشد ، اخراج کند. از آنجا که بسیاری از سهام معامله شده در این بازار از شرکت های کوچکتر و با ثبات تر است ، NASDAQ یک بازار خطرناک تر از هر یک از بورس های اصلی است. اما فرصت های زیادی را برای سرمایه گذاران فراهم می کند. تا دهه 1990 ، بسیاری از سریعترین سهام در حال رشد فناوری پیشرفته در NASDAQ معامله شدند.
کشوری از سرمایه گذاران رونق بی سابقه ای در بورس سهام ، همراه با سهولت سرمایه گذاری در سهام ، منجر به افزایش شدید مشارکت عمومی در بازارهای اوراق بهادار در دهه 1990 شد. حجم معاملات سالانه در بورس اوراق بهادار نیویورک یا "هیئت مدیره بزرگ" از 11400 میلیون سهم در سال 1980 به 169،000 میلیون سهم در سال 1998 افزایش یافت. بین سالهای 1989 و 1995 ، بخشی از کلیه خانوارهای آمریکایی که دارای سهام هستند ، مستقیم یا از طریق واسطه های مانندصندوق های بازنشستگی از 31 درصد به 41 درصد افزایش یافت. مشارکت عمومی در بازار توسط صندوق های متقابل بسیار تسهیل شده است ، که پول را از افراد جمع می کنند و آن را از طرف آنها در پرتفوی متنوعی از سهام سرمایه گذاری می کنند. وجوه متقابل سرمایه گذاران کوچک را که ممکن است احساس واجد شرایط بودن و یا زمان انتخاب در بین هزاران سهام جداگانه را داشته باشند ، امکان پذیر می کنند تا پول خود را توسط متخصصان سرمایه گذاری کنند. و از آنجا که وجوه متقابل گروه های متنوعی از سهام را در خود جای داده است ، آنها سرمایه گذاران را تا حدودی از نوسانات تیز که می تواند در ارزش سهام فردی رخ دهد ، پناه می برند. ده ها نوع صندوق متقابل وجود دارد که هر یک برای تأمین نیازها و ترجیحات انواع مختلف سرمایه گذاران طراحی شده اند. برخی از وجوه به دنبال تحقق درآمد فعلی هستند ، در حالی که برخی دیگر هدف از قدردانی سرمایه بلند مدت است. برخی از آنها به طور محافظه کارانه سرمایه گذاری می کنند ، در حالی که برخی دیگر به امید تحقق سود بیشتر شانس بیشتری دارند. برخی فقط با سهام صنایع خاص یا سهام شرکت های خارجی سروکار دارند و برخی دیگر استراتژی های مختلف بازار را دنبال می کنند. به طور کلی ، تعداد بودجه از 524 در سال 1980 به 7،300 تا اواخر سال 1998 افزایش یافت. با جذب بازده سالم و طیف گسترده ای از انتخاب ها ، آمریکایی ها مبالغ قابل توجهی را در بودجه متقابل در دهه 1980 و 1990 سرمایه گذاری کردند. در اواخر دهه 1990 ، آنها 5. 4 تریلیون دلار بودجه متقابل داشتند و بخشی از خانوارهای آمریکایی که سهام صندوق های متقابل را دارند ، در سال 1997 از 6 درصد در سال 1979 به 37 درصد افزایش یافته است.
قیمت سهام چگونه تعیین می شود قیمت سهام توسط ترکیبی از عوامل تعیین می شود که هیچ تحلیلگری به طور مداوم نمی تواند آنها را درک یا پیش بینی کند. به طور کلی، اقتصاددانان می گویند، آنها پتانسیل درآمد بلندمدت شرکت ها را منعکس می کنند. سرمایه گذاران جذب سهام شرکت هایی می شوند که انتظار دارند در آینده سود قابل توجهی به دست آورند. از آنجایی که بسیاری از افراد تمایل به خرید سهام چنین شرکت هایی دارند، قیمت این سهام افزایش می یابد. از سوی دیگر، سرمایه گذاران تمایلی به خرید سهام شرکت هایی ندارند که با چشم انداز درآمدی تیره مواجه هستند. زیرا افراد کمتری تمایل به خرید و تعداد بیشتری برای فروش این سهام دارند، قیمت ها کاهش می یابد. سرمایه گذاران هنگام تصمیم گیری برای خرید یا فروش سهام، فضای عمومی و چشم انداز کسب وکار، شرایط مالی و چشم انداز شرکت هایی را که قصد سرمایه گذاری در آن ها را دارند، و اینکه آیا قیمت سهام نسبت به درآمد در حال حاضر بالاتر یا پایین تر از معیارهای سنتی است، در نظر می گیرند. روند نرخ بهره نیز به طور قابل توجهی بر قیمت سهام تأثیر می گذارد. افزایش نرخ بهره تمایل به کاهش قیمت سهام دارد - تا حدی به این دلیل که می تواند پیش بینی کندی عمومی در فعالیت های اقتصادی و سود شرکت ها باشد، و تا حدودی به این دلیل که سرمایه گذاران را از بازار سهام بیرون می کشد و به موضوعات جدید سرمایه گذاری های سودآور می کشد. برعکس، کاهش نرخ ها اغلب منجر به افزایش قیمت سهام می شود، هم به این دلیل که وام گرفتن آسان تر و رشد سریع تر را نشان می دهد و هم به این دلیل که سرمایه گذاری های جدید با بهره را برای سرمایه گذاران جذاب تر می کند. با این حال، تعدادی از عوامل دیگر مسائل را پیچیده می کنند. به عنوان یک چیز، سرمایه گذاران معمولا سهام را بر اساس انتظارات خود در مورد آینده غیرقابل پیش بینی خریداری می کنند، نه بر اساس درآمد فعلی. انتظارات را می توان تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار داد که بسیاری از آنها لزوماً منطقی یا موجه نیستند. در نتیجه، ارتباط کوتاه مدت بین قیمت و درآمد می تواند ضعیف باشد. مومنتوم همچنین می تواند قیمت سهام را مخدوش کند. افزایش قیمت ها معمولا خریداران بیشتری را به بازار جذب می کند و افزایش تقاضا به نوبه خود قیمت ها را همچنان بالاتر می برد. سفته بازان اغلب با خرید سهام به این فشار صعودی می افزایند تا بتوانند بعداً آنها را با قیمت های بالاتر به سایر خریداران بفروشند. تحلیلگران افزایش مداوم قیمت سهام را به عنوان یک بازار "گاو" توصیف می کنند. هنگامی که تب سوداگرانه دیگر نمی تواند ادامه یابد، قیمت ها شروع به کاهش می کنند. اگر سرمایه گذاران زیادی در مورد کاهش قیمت ها نگران شوند، ممکن است برای فروش سهام خود عجله کنند و به شتاب نزولی می افزایند. به این بازار "خرس" می گویند.
استراتژی های بازار در بیشتر قرن بیستم، سرمایه گذاران می توانستند با سرمایه گذاری در سهام نسبت به سایر انواع سرمایه گذاری های مالی درآمد بیشتری کسب کنند - به شرطی که مایل به نگهداری سهام برای بلندمدت باشند. در کوتاه مدت، قیمت سهام می تواند کاملاً بی ثبات باشد و سرمایه گذاران بی حوصله که در دوره های کاهش بازار به راحتی به فروش می پردازند، متحمل ضرر می شوند. به عنوان مثال، پیتر لینچ، مدیر مشهور سابق یکی از بزرگترین صندوق های سرمایه گذاری مشترک آمریکا، در سال 1998 اشاره کرد که ارزش سهام ایالات متحده در 20 سال از 72 سال گذشته از دست رفته است. به گفته لینچ، سرمایه گذاران باید 15 سال پس از سقوط بازار سهام در سال 1929 منتظر می ماندند تا ببینند دارایی های خود دوباره ارزش از دست رفته خود را به دست می آورند. اما افرادی که سهام خود را 20 سال یا بیشتر نگه داشتند، هرگز ضرر نکردند. در تحلیلی که برای کنگره ایالات متحده تهیه شده است، اداره حسابداری عمومی دولت فدرال گفته است که در بدترین دوره 20 ساله از سال 1926، قیمت سهام 3 درصد افزایش یافته است. در بهترین دو دهه، 17 درصد افزایش یافت. در مقابل، بازده اوراق قرضه 20 ساله، یک جایگزین سرمایه گذاری رایج برای سهام، بین 1 تا 10 درصد بود. اقتصاددانان از تحلیل هایی مانند این نتیجه می گیرند که سرمایه گذاران کوچک اگر بتوانند پول خود را در یک سبد سهام متنوع قرار دهند و آن ها را برای بلندمدت نگه دارند، بهترین نتیجه را خواهند داشت. اما برخی از سرمایه گذاران به امید دستیابی به سودهای بیشتر در کوتاه مدت مایل به ریسک هستند. و برای انجام این کار راهبردهای متعددی ابداع کرده اند. خرید در حاشیه. آمریکایی ها بسیاری از چیزها را به صورت اعتباری خریداری می کنند و سهام نیز از این قاعده مستثنی نیست. سرمایه گذارانی که واجد شرایط هستند می توانند «در حاشیه» خرید کنند، با پرداخت 50 درصد کاهش و دریافت وام از کارگزاران خود برای باقی مانده، سهام را خریداری کنند. اگر قیمت سهام خریداری شده با حاشیه افزایش یابد، این سرمایه گذاران می توانند سهام را بفروشند، مبلغ وام گرفته شده به اضافه سود و کارمزد را به کارگزاران خود بازپرداخت کنند و همچنان سود کنند. با این حال، اگر قیمت پایین بیاید، کارگزاران «حاشیه خوانی» صادر می کنند و سرمایه گذاران را مجبور می کنند که پول بیشتری را به حساب هایشان بپردازند تا وام هایشان همچنان بیش از نیمی از ارزش سهام نباشد. اگر مالکی نتواند پول نقد تولید کند، کارگزار می تواند بخشی از سهام را - به ضرر سرمایه گذار - بفروشد تا بدهی را پوشش دهد. خرید سهام در حاشیه یکی از انواع معاملات اهرمی است. این به سفته بازان - معامله گرانی که مایل به قمار در موقعیت های پرخطر هستند - فرصتی برای خرید سهام بیشتر می دهد. اگر تصمیمات سرمایه گذاری آنها درست باشد، سفته بازان می توانند سود بیشتری کسب کنند، اما اگر آنها بازار را نادرست ارزیابی کنند، می توانند متحمل ضررهای بزرگتری شوند.
هیئت مدیره فدرال رزرو (که اغلب "فدرال فدرال" خوانده می شود) ، بانک مرکزی دولت ایالات متحده ، حداقل شرایط حاشیه ای را تعیین می کند که مشخص می کند چه میزان سرمایه گذاران نقدی هنگام خرید سهام باید از بین بروند. فدرال رزرو می تواند حاشیه ها را متفاوت کند. اگر مایل به تحریک بازار باشد ، می تواند حاشیه های کم را تعیین کند. اگر نیاز به مهار شور و شوق سوداگرانه داشته باشد ، حاشیه های بالایی را تعیین می کند. در برخی از سالها ، فدرال رزرو به 100 درصد پرداخت کامل نیاز دارد ، اما در بیشتر زمان ها در دهه های گذشته قرن بیستم ، نرخ حاشیه را 50 درصد به جای گذاشت. فروش کوتاهگروه دیگری از دلالان به عنوان "فروشندگان کوتاه" شناخته می شوند. آنها انتظار دارند که قیمت یک سهام خاص سقوط کند ، بنابراین آنها سهام وام گرفته شده از کارگزار خود را می فروشند ، به این امید که با تعویض سهام بعداً با سهام خریداری شده در بازار آزاد با قیمت پایین ، سود کسب کنند. در حالی که این رویکرد فرصتی برای سود در بازار خرس ارائه می دهد ، این یکی از خطرناک ترین راه های تجارت سهام است. اگر یک فروشنده کوتاه حدس بزند اشتباه است ، ممکن است قیمت سهام او به فروخته شده به شدت افزایش یابد و به سرمایه گذار با ضررهای بزرگ ضربه بزند. گزینه ها. راه دیگر برای بهره گیری از هزینه نسبتاً کوچک پول نقد ، خرید گزینه های "تماس" برای خرید سهام خاص بعداً با نزدیک به قیمت فعلی آن است. اگر قیمت بازار افزایش یابد ، معامله گر می تواند این گزینه را اعمال کند و با فروش سهام با قیمت بالاتر بازار سود بزرگی کسب کند (در عوض ، معامله گر می تواند خود گزینه را بفروشد ، که به عنوان قیمت زیرین ارزش آن را افزایش می دهد. سهام بالا رفته است). گزینه ای برای فروش سهام ، به نام گزینه "Put" ، در جهت مخالف کار می کند و به معامله گر متعهد می شود که بعداً با نزدیک به قیمت فعلی خود ، سهام خاصی را بفروشد. گزینه های تقریباً مانند فروش کوتاه ، گزینه ها را به بازرگانان این امکان را می دهد تا از بازار رو به زوال سود ببرند. اما سرمایه گذاران همچنین در صورت عدم حرکت قیمت سهام همانطور که امیدوار نیستند ، می توانند پول زیادی را از دست بدهند.
کالاها و سایر کالاهای آینده "معاملات آتی" قراردادهایی برای خرید یا فروش کالاهای خاص با قیمت های تعیین شده در زمان از پیش تعیین شده در آینده هستند. آینده به طور سنتی با کالاهایی مانند گندم ، دام ، مس و طلا در ارتباط بوده است ، اما در سالهای اخیر مقادیر فزاینده ای از آینده نیز به ارزهای خارجی یا سایر دارایی های مالی نیز گره خورده است. آنها در حدود ده ها مبادله کالایی در ایالات متحده معامله می شوند که برجسته ترین آنها شامل هیئت تجارت شیکاگو ، بورس بازرگانی شیکاگو و چندین مبادله در شهر نیویورک است. شیکاگو مرکز تاریخی صنایع کشاورزی آمریکا است. به طور کلی ، فعالیت های آتی در سال 1997 به 417 میلیون قرارداد افزایش یافت ، از 261 میلیون در سال 1991. معامله گران کالا در دو دسته گسترده قرار می گیرند: پرچین و دلالان. Hedgers بنگاه های تجاری ، کشاورزان یا افرادی هستند که به قراردادهای کالایی وارد می شوند تا به یک کالا یا امکان فروش آن با قیمت تضمین شده دسترسی پیدا کنند. آنها از آینده برای محافظت از خود در برابر نوسانات غیرقابل پیش بینی در قیمت کالا استفاده می کنند. هزاران نفر ، که مایل به جذب آن خطر هستند ، تجارت آینده کالا را به عنوان دلالان تجارت می کنند. آنها با چشم انداز سودهای عظیمی در حاشیه های کوچک ، به تجارت کالاها فریب می خورند (قراردادهای آتی ، مانند بسیاری از سهام ، در حاشیه معامله می شوند ، به طور معمول به ارزش 10 تا 20 درصد در ارزش قرارداد). حدس و گمان در معاملات آینده کالا برای افرادی که از ریسک ریسک هستند ، نیست. نیروهای پیش بینی نشده مانند آب و هوا می توانند بر عرضه و تقاضا تأثیر بگذارند و خیلی سریع قیمت کالاها را بالا یا پایین بفرستند و سود یا ضرر بزرگی را ایجاد می کنند. در حالی که معامله گران حرفه ای که به خوبی در بازار آتی حضور دارند ، به احتمال زیاد در معاملات آتی به دست می آورند ، تخمین زده می شود که حدود 90 درصد از بازرگانان آتی کوچک در این بازار بی ثبات پول خود را از دست می دهند. معاملات آینده کالا نوعی "مشتق" است - ابزارهای پیچیده ای برای گمانه زنی های مالی مرتبط با دارایی های اساسی. مشتقات در دهه 1990 برای پوشش طیف گسترده ای از دارایی ها از جمله وام و نرخ بهره گسترش یافتند. این تجارت رو به رشد توجه تنظیم کننده ها و اعضای کنگره را به خود جلب کرد پس از آنکه برخی از بانک ها ، شرکت های اوراق بهادار و افراد ثروتمند متحمل خسارات زیادی در بودجه مضطرب مالی و بسیار اهرمی که مشتقات خریداری کرده بودند ، متحمل شدند و در برخی موارد با ثبت نام در خارج از ایالات متحده از نظارت نظارتی جلوگیری کردند.
آموزش مقدماتی فارکس...
برچسب :
نویسنده : علیرام نورایی
بازدید : <-PostHit->